عبد الحي الكتاني ( مترجم : عليرضا ذكاوتى قراگزلو )

137

نظام الحكومة النبوة المسمى التراتيب الادارية ( نظام ادارى مسلمانان در صدر اسلام ) ( فارسي )

صحابه از او در آن باب مىپرسيدند . « 1 » ابو يوسف سيستانى در شرح التلمسانيه گويد : « مختار آن است كه در فرائض از زيد بن ثابت اتخاذ سند كنند ، به گواهى پيغمبر ( ص ) كه فرمود افرضكم زيد » . سهيلى گويد : عمر از شام به زيد نامه نوشت و نام زيد را مقدم داشت . نيز هرگاه عمر به مسأله مشكلى بر مىخورد ، شخصا به منزل زيد مىرفت و سؤال مىكرد . ذهبى در تذكرة الحفاظ از شعبى نقل مىكند كه زيد در قرآن و فرائض ( تقسيم ارث ) بر همگان چيره بود . نيز همو از سليمان بن يسار نقل مىكند كه عمر و عثمان در فتوا و فرائض و قرائت بر زيد مقدم بودند . ( 1 ) در كتاب الاموال ابو عبيد قاسم بن سلام آمده است كه عمر در جابيه ( شام ) در خطبه گفت : هر كس مال مىخواهد ، نزد من بيايد كه خداوند مرا گنجور و تقسيم كنندهء اموال قرار داده ، از همسران پيغمبر ( ص ) شروع مىكنم و به آنها عطا مىدهم . در الاصابة در احوال اكيدر بن حمام لخمى گويد : صاحب ادراك بود و از ابو عمر كندى نقل مىكند كه اكيدر را به فضل و تدين ستوده ، گويد صاحب « الفريضة الاكدريه » است . سپس از ابن ابى شيبه از اعمش نقل مىكند كه عبد الملك مروان مسأله فرائض را با مردى اكدر نام كه در فرائض نظر مىكرد مطرح نمود و اكدر در آن مسأله خطا كرد ( يا قول زيد بن ثابت را تيره نمود ، حال آنكه عبد الملك علم را از مدينه مىجست ) . نيز در الاصابه در احوال عبد الرحمن بن ابزى خزاعى از مسلم روايت كرده كه عمر به نافع بن عبد الحارث خزاعى گفت چه كسى را عامل مكه قرار داده‌اى ؟ گفت عبد الرحمن بن ابزى را . عمر گفت : آيا بردهء آزاد شده و بىاصل و نسبى را عامل قرار داده‌اى ؟ نافع گفت : او قارى قرآن ، فرائض‌دان ، شيوا سخن ، شاعر ، كاتب و فقيه است . ( 2 ) وكيل در غير امور مالى ، و كسانى كه پيغمبر ( ص ) وكيل كرد ابن العربى در الاحكام گويد : پيغمبر ( ص ) عمرو اميه ضمرى را وكيل كرد كه ام حبيبه را نزد نجاشى براى حضرت عقد كند ، و نيز طبق روايتى ابو رافع را وكيل كرد كه ميمونه را براى حضرت عقد كند . على ( ع ) هم در دعوايى كه با طلحه بر سر اختلاف ملكى داشت ، عبد الله بن جعفر را نزد عثمان فرستاد تا وكالت كند .

--> ( 1 ) . دارمى ، المسند ، ص 385 .